3,655 بازدید

شهید احمد کریمی درگاه

ahmad karimiشهید احمد کریمی درگاه

فرزند حاج رحیم کریمی درگاه

تاریخ تولد:1343/12/23

تحصیلات:سال آخر دبیرستان

وضعیت تاهل:مجرد

شغل:دانش آموز

مسئولیت:رزمنده

تاریخ شهادت:1361/02/10

منطقه شهادت:خونین شهر(خرمشهر)

عملیات شهادت:والفجر1

                                                                                   مزار شهید:مسجد شهدای درگاه

 

زندگی نامه  شهید احمد کریمی درگاه

احمد در 23 اسفند ماه سال 1343 در خانواده مذهبی دیده به جهان گشود . از آن بچه هایی بود که هیچ درد سری برای خانواده نداشت و همیشه حرمت پدر و مادر را نگه می داشت .

او دوره ابتدایی را در روستای درگاه گذراند . احمد  برای دوره راهنمایی و دبیرستان با برادر بزرگ خود و  شهید صفرعلی پالبوسی در لاهیجان خانه ای  اجاره ای کردند و  تحصیلات را ادامه دادند . خانواده احمد هیچ نگرانی بابت درس خواندن احمد نداشتند چون او می دانست مهمترین وظیفه او درس خواندن است . پسری خوش اخلاق و خوش برخورد بود که خاطرات شوخ طبعی ها و صحبت های دلنشین او هیچ وقت از ذهن اعضا ی خانواده محو نمی شود . احمد آنقدر لباس  هایش را تمیز نگه می داشت که با همان 3-2 دست لباس ساده اش همیشه آراسته و خوش لباس به نظر می رسید.طوری که هر کس او را نمی شناخت فکر می کرد پسر یک خانواده مرفه است.

احمد در عین حال پسری معتقد و با ایمان و عضو بسیج مدرسه هم بود. احمد با برادر و خواهر خود یک جمع سه نفره صمیمی تشکیل داده بودند که همیشه با هم بودند و تمام بازی ها درد دلها و صحبت هایشان را باهم می کردند . سال دوم دبیرستان بود که از مدرسه به خانه آمد و گفت : می خواهم بروم جبهه. خانواده احمد مخالفتی با اعزام او نداشتند . بالاخره احمد درس را رها کرد و راهی دوره ی آموزشی شد .

بعد از دوره آموزشی به روستا برگشت و پس از مدت ها همه ی خانواده کنار هم جمع شدند . خواهرش متوجه زخمی روی دست او شد و پرسید دستت چه شده . احمد گفت : «جوان باید سر نداشته باشد زخم دست که چیزی نیست » .

 

در عکس بالا از چپ آقای علی جهانی،آقای عبدالله کریمی،شهید احمد کریمی درگاه

در عکس بالااز چپ آقای محمد پالبوسی،شهید احمد کریمی،آقای عبدالله کریمی

مدت مرخصی او به پایان رسید ، و احمد عازم مناطق جنگی شد. روز آخر که برای خداحافظی به خانه ی عمویش رفته بود به او گفت : که من الان با پای پیاده می روم اما با جعبه بر می گردم . همانطور هم شد . آن آخرین اعزام او به جبهه بود .

روز اعزام فرا رسید

خانواده احمد برای بدرقه با او همراه شدند . از مسجد صاحب الزمان درگاه حرکت کردن وبا بقیه هم رزمندگان در استانه اشرفیه به زیارت اقا سید جلال الدین رفته وسپس به لاهیجان اعزام وبا جوان هایی که برای جان فشانی در راه اسلام لحظه شماری می کردند به جبهه هااعزام شدند. در میان آن ها یکی روضه علی اکبر (ع) ویکی دیگر روضه عباس را می خواند که آتش به دل حاضران می زد . خانواده جوانان اشک می ریختند اما در دلشان شور شوقی داشتند.بالاخره رزمندگان اعزام شدند . پس از مدتی خانواده احمد به مشهد رفتند و پس از چند روز به روستا برگشتن . برادر شهید روایت می کند و می گوید : دهم اردیبهشت 1361بود که عملیات بیت المقدس با رمز یا زهرا اغاز شده بود در ان زمان خبر از احمد نداشتیم. باتفاق و پسر عمه ام (شهید صفرعلی پالبوسی که بعد از احمد به شهادت رسید ) به ستاد اعزام نیرو لاهیجان رفتیم ، که خبری از احمد به ما ندادند. حدود 8 روز با ستاد لاهیجان ، اهواز و بیمارستان های اهواز، اصفهان و تهران تماس می گرفتیم ولی هیچ خبری از او نداشتیم . تا اینکه 19اردبیشت بود ستاد نیرو لاهیجان گفت : یک سری اسامی شهید برای ما قرار است بیاید . بیستم رفتیم ستاد اسامی را دیدیم شهید احمد کریمی درگاه جز12 شهید بود . ستاد این ماموریت رو به من داد و گفت : به خانواده خودت اطلاع بده و فردا نیز به اتفاق خانواده ات به بیمارستان 22 ابان برای شناسایی پیکر بیا . زمان وجین کردن بیجار بود ظهر برای نهار تمام خانواده کار کرده ، سر سفره نشسته بودن ، من با غذای خود بازی می کردم. دل خواهران تاب نیاورد و ازمن سوال می کردن از احمد چه خبری داری . یادم آمد که ستاد لاهیجان به من گفته بود امروز از طریق رادیو گیلان اسامی شهداء را اعلام می کنند . خانواده در مورد احمد از من می پرسند ، مانده که چه بگویم تا اینکه یادم آمد گفتم قرار است رادیو اسامی شهدا اعلام کنند. سکوت حاکم شد و من کم کم موضوع را به آن ها گفتم که همزمان رادیو اسم شهید احمد کریمی را خواند .

پس از چند لحظه غوغایی بر پا شد . دل پدرو مادر تاب نمیاورد و باورشان نمی شد که احمد را از دست دادند . برادر و خواهر احمد فریاد می کشیدن که ما بی برادر شدیم که پس از چند لحظه تمام همسایه ها و بعد فامیل ها یکی پس از دیگر ی برای عرض تسلیت آمدند .همان روزبرای شناسایی پیکر احمد ، خانوده به بیمارستان رفتند و روز 22 اردیبهشت با 12 شهید دیگر در شهر لاهیجان تشیع و سپس در روستای درگاه به عنوان اولین شهید مسجد شهدای درگاه و دومین شهید روستای درگاه دفن شد.

یکی از هم رزم های احمد می گوید : پای احمد در عملیات مجروح شده بود . من او را با کمربند به پایم بستم و تا مسافتی کشیدم . احمد با اصرار گفت مرا همین جا بگذار و خودت را نجات بده ، گفتم می روم امدادگر را خبر کنم . چون بعد از عملیات دشمن باتک زده بود ، هیچ کسی نمی تواست سر خود را بلند کند . در اثر انفجار ها و بمب باران های پیاپی ، پیکر شهدا سوخته و به زیر خاک رفته بودند . حدود یک هفته گذشت رزمندگان توانستند اون منطقه را تصرف و شهدا را تفحص کنند . وقتی احمد را پیدا کردند نه تنها پای احمد مجروح شده بلکه گلوی او هم تیر خورده و حفره بزرگی ایجاد شده بود . یکی از خواهران شهید روایت می کند و می گوید : من همیشه می گویم کسی که تیر خورده ، تشنه است و فکر می کنم که وقتی عراقی ها به بالای سر احمد رسیدند او طلب آب کرد اما بی رحم ها به جای آب تیر به گلویش زدند .

گریه به خواهر امان نمی دهد و با همان حال ادامه می دهد : احمد در وصیتنامه اش گفته بود «اگر زنده ماندم قبر امام حسین را می بینم و اگر شهید شدم خود امام حسین را می بینم »

احمد تشنه لب به دیار امام شهیدان رفت

روحش شاد وراهش مستدام

———————————————————————————

پیام شهید: من برای حفظ اسلام ومسلمین وپایداری ولایت فقیه وحکومت جمهوری اسلامی ایران و به رهبری امام خمینی(ره) این راه راکه سعادت تمام انسانها می دانم داوطلبانه پذیرفتم چون جنگ باکفر رایک وظیفه شرعی دانستم راستی که شهادت چقدر زیباست ومانند گل محمدی را می ماند که وارثان خون پاک شهیدان از آن می بوید.

———————————————————————————

مراسم تشعیع پیکر شهید احمد کریمی و همرزمانش در شهر لاهیجان

زمان تشعیع پیکر61/2/22

پیکر شهید احمد کریمی بعد از این مراسم به مسجد شهدای درگاه منتقل و در آن مسجد به خاک سپرده شد.

در عکس فوق شهید صفر علی پالبوسی دیده میشود که در مراسم تشعیع پیکر شهید احمد کریمی حضور داشت.

برادر شهید احمد کریمی(آقای محمد کریمی) در حال خواندن وصیت نامه برادرشان هستند

12 دیدگاه برای “شهید احمد کریمی درگاه”

  1. darya irani گفت:

    لطفا از شهدا عکس بزنید تا در جستجوهای اینترنتی بیشتر معرفی گردند

    از خاطرات دوران تحصیل و زندگی انها هم بنویید

    • مسجد شهدای درگاه گفت:

      در حال جمع آوری اطلاعات تکمیلی شهدا هستیم به زودی عکسهای شهدا این روستا رو آپلود می کنیم.
      با تشکر از پیام شما
      منتظر نظرات بعدی شما هستیم
      ————————–
      امور فرهنگی مسجد شهدای درگاه

  2. mostafa گفت:

    «زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست »
    خسته نباشید
    خیلی خوبه که از این پست ها می ذارید منتظر پست های دیگتون هستم
    یا علی

    • مسجد شهدای درگاه گفت:

      سلام
      ممنون از لطف و حضورتون
      ما هم منتظر دیدار بعدیتون هستیم
      ———-
      امور فرهنگی هنری مسجد شهدای درگاه

  3. radiologist گفت:

    سلام
    لطفا متن کامل وصیت نامه شهید احمد کریمی و خاطراتی از خانواده محترمشان را نیز در این مطلب قرار دهید

    • مسجد شهدای درگاه گفت:

      با سلام
      با تشکر از پیام شما.به زودی اطلاعات کامل شهدا در وب سایت مسجد شهدا بارگزاری خواهد شد.
      منتظر دیدار و نظرات بعدی شما هستیم
      ——————————————
      امورفرهنگی مسجد شهدای درگاه

  4. سلام مانیز این روزعزیزرا به شما تبریک می گوییم وبسایت قشنگی داریید و قشنگترازآن روستای که سرشارازمعنویت است مارا هم از دعای خیرتان محروم مفرمایید

    • مسجد شهدای درگاه گفت:

      با سلام
      با تشکر از پیام شما.ما نیز محتاج به دعای خیر شما دوست عزیز هستیم.
      منتظر دیدار و نظرات بعدی شما هستیم
      ——————————————
      امورفرهنگی مسجد شهدای درگاه

  5. شب است و در بدر کوچه های پر دردم،
    فقیرو خسته بدنبال گمشده ام میگردم،
    اسیر ظلمتم، ای ماه پس کجا ماندی؟؟؟؟؟
    من به اعتبار تو فانوس نیاوردم….
    برای تعجیل در فرجش صلوات
    ««الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»»
    خدا قوت همسنگر!
    روحش شاد و یادش گرامی

  6. mostafa گفت:

    سلام
    خدا خیرتون بده
    انشاالله بتونیم راه شهدا رو ادامه بدیم

  7. طلوع عشق گفت:

    با تقدیروتشکر از خادمین سایت اجرتان با شهدا

پاسخی بگذارید

CAPTCHA Image[ تصویر مجدد ]


کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مسجد شهدای درگاه می باشد. |

دریافت کد تاریخ شمسی